به نام خدا
آتی بهم پیشنهاد نوشتن یک متن داد. و اولین بار بود که "نوشتن" چیزی جز دلنوشته و حال نوشته و فکر نوشته بود.
چیزی که نوشتم، نرجس و همسر رو متحیر کرد. همش می گفتن:
واقعا اینو تو نوشتی؟
و گویا مشکل همینجا بود. آتی به قول خودش "نوشته مریمی" می خواست و اون با وجود عالی بودن، مریمی نشده بود.
امشب تو وبلاگ دیگه م یک پیام تو همون راستا داشتم. در رابطه با "مریم نوشتی" که می گفت خیلی خوبه. و من نمی فهمم این خوبی رو. و کار دل است هر چه هست و وقتی خوب نیست اینطوری نیست انگار.
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
به نام خدا
من خوبم. خیلی خوبم. شاکر خدا هستم از زمین تا آسمانها. برای داشتن چنین همسر، چنین فرزند، و چنین زندگی ای که خدای بزرگ برام مقدر کرد.
یاس سادات الان یک سال و هفت ماه و شش روزه هست. خانم و آروم و گل.
خودم هم روال عادی زندگی رو در کنار فعالیتهای دیگه دارم ادامه می دم و برای انجام فعالیتهای دیگه، واقعا مدیون محبت همسر و خانواده م هستم. که پشتیبانان و حامی های خوبی برام هستند.
همین. اومدیم سلامی عرض کنم بعد 7 ماه و برم.
یا علی مددی
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان